گذارید واقع بین باشیم. من یک نویسنده بازنشسته هستم که بعد از مدتها دوباره نوشتن را شروع کردم. احتمالا تنها کسی که وبلاگ من را به غیر از شما می‌خواند همسرم است. پس چیزهایی که اینجا گفته می‌شود اول از همه باید به درد خودم بخورد چون من اگر میخواستم برای ایشان بنویسم ترجیح میدادم به جای این همه زحمتی که برای انتشار آنلاین باید بکشم در دفترچه خاطراتش شعرهای رومانتیک بنویسم. بعید میدانم همسرم دلش پر بکشد برای اینکه متوجه بشود چطور می‌شود فایلهای PDFی که پسورد دارند را خواند :)
اما واقعا چطوری باید بنویسیم که بقیه هم رغبت کنند نوشته‌های ما را بخوانند؟ اینجا به بررسی شش دلیلی می‌پردازیم که احتمالا همه را از وبلاگ شما متفرق می‌کند جز یک همسر عاشق!

یک نکته مهم: «همسر» در این نوشته واقعا وجود خارجی ندارد و برای تفهیم مطالب استفاده می‌شود. یک ذره اغراق در این مطلب زیاد خواهد بود برای تفهیم بهتر مطالب. امیدوارم ایجاد سوءتفاهم نکند.

جذاب ننویسید. پرخواننده نمی‌شوید
دوستی را تصور کنید که وبلاگی مربوط به اخبار رشته کامپیوتر دانشگاه پیام نور واحد فلان شهر دور افتاده را می‌نویسد. در این وبلاگ به شیوایی و به بهترین وجه و بسیار دقیق درباره اوضاع این رشته در این واحد پیام نور توضیح می‌دهد. عالی هم توضیح میدهد. اما کلا 5 نفر هم خواننده ثابتش نیستند. چرا؟ چون موضوعی که می‌نویسد واقعا برای دیگران جذاب نیست. حتی به زحمت هم‌رشته‌ای‌های خودش علاقه‌ای نشان می‌دهند به خواندنش.
جذابیت نوشته شما نشان دهنده این است که چقدر نوشته شما به کار مخاطب احتمالی شما می‌آید؟ چه مشکلاتی از او حل میکند؟ چه اطلاعاتی به او می‌دهد؟ آیا حس می‌کند شما می‌دانید که دنبال چه اطلاعاتی است یا با خودش می‌گوید این نویسنده اصلا در این باغ نیست؟
هر جوری بنویسید بدانید که من شما را تشویق می‌کنم و برای شما آرزوی سلامتی می‌کنم. این عالی است. اما بعید است با نوشتن درباره اطلاعاتی که فقط به درد عده بسیار معدودی می‌خورد نویسنده بسیار پرمخاطبی شوید. حتی من هم به عنوان مشوق‌تان ترجیح می‌دهم دیگر به وبلاگ شما برنگردم.

با دیگران ارتباطی ندارید؟
با دیگر نویسندگان رشته خودتان ارتباط دارید؟ توی وبلاگها یا وبسایت‌های آنان کامنت می‌گذارید؟ با دیگران سر صحبت را باز می‌کنید؟ راهنمایی می‌خواهید؟ بحث می‌کنید؟ از ابزارهای اجتماعی استفاده می‌کنید؟ لینک می‌دهید؟ این‌ها اصول اولیه ارتباط هستند. اگر به آنها به عنوان قسمت مهمی از وبلاگنویسی توجه ندارید، از این که گمنام هستید تعجب نکنید.
ارتباط با دیگران همیشه یکی از بهترین کارهایی بوده است که می‌توانستید انجام بدهید تا کلاس وبلاگنویسیتان را چند درجه بالاتر ببرید. این‌ کار علاوه بر اینکه خواننده‌های فوق‌العاده‌ مهمی را با وبلاگ یا وبسایت شما آشنا می‌کند، باعث می‌شود که شما متوجه ایرادهای کارتان بشوید و بتوانید روی نقاط قوت خودتان تمرکز کنید.
البته باید از دام‌های رایج ارتباطات، دوری کنید. مثلا وقتی می‌گویم در وبلاگ یا وبسایت آنها کامنت بگذارید منظورم کامنتهایی مثل آنهایی نیست که 5 سال پیش وبلاگهای درجه 6 برای دیگران می‌گذاشتند. اگر به کسی بگویید “به روز کردم عزیزم. بیا به من سر بزن” و یک عکس گل هم بگذارید احتمالا آن گل را از پشت مانیتور در سیستم گوارشی شما فرو خواهد کرد.
اگر از طریق اشتراک، خواننده ثابت اینجا باشید در آینده نزدیک روش‌های درست جذب کردن همکاران‌تان را بررسی خواهیم کرد. فعلا دست به کار شوید و در سرویسهای اجتماعی مهم عضو شوید که کاربران ارزشمندی منتظر آشنایی با شما هستند.

اصلا کسی نمی‌داند شما وبلاگ می‌نویسید؟
شاید دلیل اصلی خوانده نشدن نوشته‌های ارزشمند وبلاگ یا وبسایت شما این است که اصلا کسی از وجودش اطلاع ندارد! اگر  گام قبلی را درست انجام داده باشید بدون شک از تاثیر فوق‌العاده آن شگفت زده خواهید شد. اما این همه چیز نیست. راه‌های بسیار هوشمندانه‌تری هم هست! «نوشتن به صورت مهمان» یکی از آن راه‌هاست.

در این راه شما باید وبلاگنویس معتبری را پیدا کنید که یکی از مطالب نوشته شده توسط شما را در وبلاگ یا وبسایت خودش قرار بدهد. اگر مطلب شما مطلب خوبی باشد کاملا قابل پیش‌بینی است چه اتفاقی می‌افتد. مخاطبین آن وبلاگ که بعضا خودشان نویسندگان مشهوری هستند با شما آشنا می‌شوند و از شما خوش‌شان می‌آید و این جوری می‌توانید ره صدساله را یک شبه بروید.
برای شروع می‌توانید از همینجا شروع کنید. اول اینجا را ببینید تا اطلاعات بیشتری به شما بدهیم یا کمک‌تان کنیم که مطلبی که نوشتید در یک وبلاگ یا سایت عالی مرتبط با رشته شما منتشر بشود. اینجا هم یک نمونه عالی از پست مهمان.

یک سری راه‌ها هم هستند که کمی احتیاج دارند دست به جیب بشوید. مثلا ایمیل مارکتینگ ( تبلیغات از طریق ایمیل ) یا تبلیغ در سایت یا وبلاگهای معتبر یکی از آن راه‌هاست. یادتان باشد پیدا کردن اولین مخاطبین بسیار بسیار مشکل است. اما به مرور مخاطبین، خودشان برایتان مخاطبین بیشتر می‌آورند.

با نیازهای خواننده درگیر نمی‌شوید؟
خوب این واقعا بد است. شما می‌خواهید در زمینه ماهی صحراهای کالاهاری بنویسید؟ خوب بنویسید. این عالی است که درباره چیزی که درباره‌اش تخصص دارید بنویسید. اما لازم نیست بنویسید شما یک متخصص ماهی صحراهای کالاهاری هستید و از کودکی در دل آنها بزرگ شدید و خیلی درباره آنها می‌فهمید. این حرف زدن درباره خودتان است و نه ماهی‌ها!
خواننده‌های شما نیاز دارند حس کنند که شما آنها را درک می‌کنید. می‌دانید چی می‌خواهند. چه نیازهایی دارند و شما آنجا هستید به چیزی که آنها می‌خواهند برسانیدشان. شما باید برای آنها یک هم‌تیمی باشید که کمک می‌کند به چیزی که می‌خواهند برسند. حتی اگر آن چیز نحوه تشخیص بیماری‌های کبوتر کاکل به سر باشد. این، به دردشان می‌خورد و نه حرف زدن درباره زیبایی‌های این دسته از جانوران.
از خواننده‌هایتان درخواست کنید که به شما نیازهایشان را بگویند و شما سعی کنید به مهم‌ترین‌های آنها از طریق وبلاگ یا وبسایت و به آنها که موردی هستند به صورت خصوصی پاسخ بدهید. در اطلاعات دادن بخشنده باشید. قول می‌دهم خوانندگانتان عاشقتان می‌شوند.

اما هدیه ما به شما. من یک تیم جمع کردم که به سوالات شما پاسخ بدهیم. من قبلا روزانه به 50 ایمیل از خوانندگان وبلاگم پاسخ می‌دادم. الان فکر میکنم وضع بهتر هم بشود! به Yek.Fathi در Gmail ایمیل بزنید. اگر سوال‌تان خیلی تخصصی نباشد و بتوانیم پاسخ بدهیم خصوصی به شما و یا به صورت عمومی در یک فتحی.کام پاسخ می‌دهیم. این جوری به ما هم فرصت می‌دهید که یاد بگیریم :)

به اندازه کافی نمی‌نویسید؟
وبلاگنویسی یک امر یک شبه نیست. بی‌نهایت سریع خیلی بعید است که موفق بشوید. من به شما می‌گویم چطور سریع موفق بشوید اما این به آن معنا نیست که شب بخوابید و فردا صبح مردم عکس شما را زده باشند به دیوار اتاقشان. باید تلاش کنید و تلاش کنید و تلاش کنید. و این تلاش در نوشتن است که نشان داده می‌شود.
اگر وقت و حوصله کافی ندارید و دوست دارید وقت‌تان را با بازی کردن پلی استیشن 3 پر کنید به خودتان مربوط است. اما اگر از من می‌پرسید که چطور تعداد خوانندگانم را زیاد کنم، آن وقت من می‌گویم با نوشتن منظم.
من خودم یک وسواس شخصی دارم موقعی که می‌خواهم دکمه انتشار را بزنم. اما اگر شما اول راه هستید اصلا سعی کنید عین من نباشید چون شما زمانی اشکال کارتان را پیدا می‌کنید که بنویسید. اگر ننویسید خوانده نمی‌شوید و اگر خوانده نشوید کسی ازتان ایراد نمی‌گیرد. اگر از شما ایراد نگیرند هیچ نمی‌شوید. هیچی!

اما یادتان باشد در بعضی زمینه‌ها وسواس داشتن خیلی‌ هم بد نیست. یک غلط املایی کوچک هم از چشم خوانندگان‌تان دور نمی‌ماند. امروز هیچی. یک زمانی می‌رسد که شما هزاران خواننده پیدا می‌کنید. از الان باید تلاش کنید که درست بنویسید وگرنه هزار نفر هزار نفر شما را مسخره می‌کنند! مطمئن باشید یک بار بازبینی مطلب قبل از انتشار راه دوری نمی‌رود.

ظاهر وبلاگتان اصلا قابل تحمل نیست؟
اولین چیز یک صدای رعد و برق شدید است. بعد همه چیز تیره و تار می‌شود. نورهای شدیدی که باعث می‌شدند چیزی دیده نشود کنار می‌روند و باران آغاز می‌شود. اما به جای قطرات باران، قلب‌ و گل از آسمان می‌آید. گل و بلبل از زمین می‌روید و صدای یک خواننده غیرمجاز همه چیز را تکمیل می‌کند. اگر خواننده‌های شما با اولین چیزی   که مواجه می‌شود چیزی مثل این است، به نظرم کمی باید روی قالب وبلاگ‌تان کار کنید.
زمان کدهای جاوا اسکریپتی که اسم شما را می‌پرسیدند و مثلا می‌گفتند سلام و نیم ساعت احوال‌پرسی می‌کردند دیگر به سر آمده است. این روزها سادگی اهمیت بسیار بیشتری دارد. جذابیت در چیزهای دیگری نهفته است. خواننده‌ها وبلاگهای پر از چیزهای واقعا زائدی مثل ساعت و تقویم و اوقات شرعی را نمی‌خوانند. به نظر آنها شما بی‌کلاس به نظر می‌رسید.
از یک حرفه‌ای یا کسی که کمی از شما بیشتر تجربه دارد سوال کنید. یادتان باشد بهترین غذاهای دنیا در ظرفی که سال به سال شسته نمی‌شود قابل خوردن نیستند. اما رستوران‌های ما بدترین غذاها را در ظروف شیک و زیبا به خورد ما می‌دهند.

این هم شش دلیلی که واقعا می‌تواند مانع رشد ما بشود. اکثر شما واقع وبلاگنویسان تازه‌کاری نیستید. این مطلب هم برای تازه‌کارها نوشته نشده است. این مقاله یادآوری 6 نکته بسیار کلیدی و حساسی بود که گاهی از یاد ما می‌رود.
شما فکر میکنید من نکته مهمی را در این فهرست فراموش کرده‌ام؟ شاید. خوشحال می‌شوم در بخش کامنت‌ها بفرمائید. همه ما منتظریم از شما یاد بگیریم :)